دلمردگی

دلمردگي
مرغ تنهايم سرم در زير بال بي كسي
اي رهايي بخش من اي دست افسونكار عشق
يكدم آگاهي مرا از پرده هاي راز ده
بي اميدم در كنار دام تنگ من بيا
با نواي زندگي بخشت مرا آواز ده
آشنا كن پنجه هاي مهربان را با قفس
باز كن در را مرا تا بي كران پرواز ده
مرغكي بر خاك ره افتاده را اي دوست عشق
بر فراز ابرها بال و پر شهباز ده
تا برانگيزم اميدي در دل افسردگان
بار ديگر نغمه ام را قدرت اعجاز ده
اي خدا يا جان مرگ آلوده ام را بازگير
يا اميدي را كه با آن زنده بودم باز ده
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 6:20 توسط میلاد
|
مجموعه اشعار مهدی سهیلی