قلب لشکر

قلب لشكر
لحظه ي ميعاد تا او حلقه بر در مي زند
مرغ بي تاب دلم در سينه پر پر مي زند
هر نگاهش باغ صدرنگيست و چون صورتگران
مردم چشمش دمادم رنگ ديگر مي زند
دلرباي من مرا تنها نخواهد هيچگاه
هر كجا باشم خيالش بر دلم سر ميزند
غم هر زمان تازد به جانم باك نيست
يار من بوسه يي بر قلب لشكر ميزند
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 7:33 توسط میلاد
|
مجموعه اشعار مهدی سهیلی