امیدهای در گور

اميدهاي در گور
در دل هر گور تاريكي اميدي خفته است
در كنار هر گنهكاري سعيدي خفته است
هر كجا ديدي كه سروي رسته در آغوش باغ
زير پايش سرو بالاي رشيدي خفته است
لاله ي سرخي كه با داغ دلي رويد ز خاك
خود شهادت مي دهد كانجا شهيدي خفته است
بيد مجنون چون پريشان كرد گيسو باد گفت
عاشقي ديوانه زير چتر بيدي خفته است
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 7:12 توسط میلاد
|
مجموعه اشعار مهدی سهیلی