تاریخ گواه است

تاريخ گواه است
كس ز آتش صدام دل شاد ندارد
كودك هم از او خاطر آزاد ندارد
ن خغد بد آواز بس بمب فروريخت
ويرانه ي ما نقطه ي آباد ندارد
قلاده بياور كه همه خطه ي ايران
يك لحظه امان از سگ بغداد ندارد
آماده ي كشتار بود در همه احوال
صبح و شب و شهريور و مرداد ندارد
از رحم مگو در انديشه ي او نيست
پرواي كسان دشنه ي جلاد ندارد
در حيله به شاگردي بيكگانه غلام است
در حمله گرازيست كه استاد ندارد
در شعله ي هر لحظه ي او كودك خاموش
مرغيست كه مي سوزد و فرياد ندارد
گفتم كه مكش كودك نو زمزمه را گفت
آن مرغ كام است كه صياد ندارد
از گآتش او طفل در آغوش پدر سوخت
بسيار عروس است كه داماد ندارد
آن دختر گلچهره كه در باختران سوخت
شيرين غريبيست كه فرهاد ندارد
هر گونه ستم بود بر اين خلق روا داشت
زين بيش كسي قدرت بيداد ندارد
چنگيز كجا ؟ قيصر و فرعو و نرون كيست ؟
در او دل سنگيست كه شداد ندارد
در عرصه ي بيداد بسي پير و جوان كشت
تاريخ چنين حادثه دريا ندارد
هر لحظه بر آنست كه هر قدر توان كشت
در مذهبش اين فاجعه تعداد ندارد
تاريخ گواهست درگنبد گيتي
كاخي كه ز خون برشده بنياد ندارد
كودك هم از او خاطر آزاد ندارد
ن خغد بد آواز بس بمب فروريخت
ويرانه ي ما نقطه ي آباد ندارد
قلاده بياور كه همه خطه ي ايران
يك لحظه امان از سگ بغداد ندارد
آماده ي كشتار بود در همه احوال
صبح و شب و شهريور و مرداد ندارد
از رحم مگو در انديشه ي او نيست
پرواي كسان دشنه ي جلاد ندارد
در حيله به شاگردي بيكگانه غلام است
در حمله گرازيست كه استاد ندارد
در شعله ي هر لحظه ي او كودك خاموش
مرغيست كه مي سوزد و فرياد ندارد
گفتم كه مكش كودك نو زمزمه را گفت
آن مرغ كام است كه صياد ندارد
از گآتش او طفل در آغوش پدر سوخت
بسيار عروس است كه داماد ندارد
آن دختر گلچهره كه در باختران سوخت
شيرين غريبيست كه فرهاد ندارد
هر گونه ستم بود بر اين خلق روا داشت
زين بيش كسي قدرت بيداد ندارد
چنگيز كجا ؟ قيصر و فرعو و نرون كيست ؟
در او دل سنگيست كه شداد ندارد
در عرصه ي بيداد بسي پير و جوان كشت
تاريخ چنين حادثه دريا ندارد
هر لحظه بر آنست كه هر قدر توان كشت
در مذهبش اين فاجعه تعداد ندارد
تاريخ گواهست درگنبد گيتي
كاخي كه ز خون برشده بنياد ندارد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 10:9 توسط میلاد
|
مجموعه اشعار مهدی سهیلی