دولت غم

دولت غم
من بي مي و بي مطرب هر شب طربي دارم
اي ماه تو ميداني با او چه شبي دارم
در خلوت خاموشم از يك نگه گرمش
آتش به تنم ريزد گويي كه تبي دارم
هنگام همآغوشي من هستم و مدهوشي
و ز حالت چشمانش حال عجبي دارم
با آنكه غم آبادم از دولت غم شادم
در عالم تنهايي هر شب طربي دارم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 7:44 توسط میلاد
|
مجموعه اشعار مهدی سهیلی