در خلوت

در خلوت
دوش در خلوت به يادت عالمي غم داشتم
بي تو تا برق سپيده ام ماتم داشتم
نغمه ي جانسوز من در گوش شب ره مي گشود
ناله ي پي د پي و آه دمادم داشتم
از سر مژگان من هر لحظه اشكي مي چكيد
اي بسا گوهر كه در دامان فراهم داشتم
غصه بود و اشك بود و آه بود و ناله بود
تا كنم جان را به قربانت تو را كم داشتم
بي تو تا برق سپيده ام ماتم داشتم
نغمه ي جانسوز من در گوش شب ره مي گشود
ناله ي پي د پي و آه دمادم داشتم
از سر مژگان من هر لحظه اشكي مي چكيد
اي بسا گوهر كه در دامان فراهم داشتم
غصه بود و اشك بود و آه بود و ناله بود
تا كنم جان را به قربانت تو را كم داشتم
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 15:32 توسط میلاد
|
مجموعه اشعار مهدی سهیلی