شادم که جای گریه دارم

شادم كه جاي گريه دارم
اي هم نفس ب من بمان امشب هواي گريه دارم
اين لحظه هاي غربت و غم را براي گريه دارم
دارم غمي پنهان گداز و مردم چشمم گواه است
در برق اين آينه ي روشن صفاي گريه دارم
من بي بهرم قاصد پاييز طوفانزاي تلخم
من ابر باران خيز غمگينم هواي گريه دارم
با ياد گلهايي كه از اين باغ طوفان ديده رفتند
چون جويبار فصل پاييزي نواي گريه دارم
دارم لبي نا آشنا با خنده هاي شادماني
اكا نگاهي دردمند و آشناي گريه دارم
تا كي نگريم ؟ پنجه ي بيداد خاموشي مرا كشت
امشب در اين خلوت اميد هاي هاي گريه دارم
زين كلبه ي غمگين مرو تا سر به دامانت گذارم
در كنج اين غغربتكده ماتمسراي گريه دارم
بر شانه ات سر مينهم تا با فرغ دل بگريم
با اين همه اندوه خود شادم كه جاي گريه دارم
اين لحظه هاي غربت و غم را براي گريه دارم
دارم غمي پنهان گداز و مردم چشمم گواه است
در برق اين آينه ي روشن صفاي گريه دارم
من بي بهرم قاصد پاييز طوفانزاي تلخم
من ابر باران خيز غمگينم هواي گريه دارم
با ياد گلهايي كه از اين باغ طوفان ديده رفتند
چون جويبار فصل پاييزي نواي گريه دارم
دارم لبي نا آشنا با خنده هاي شادماني
اكا نگاهي دردمند و آشناي گريه دارم
تا كي نگريم ؟ پنجه ي بيداد خاموشي مرا كشت
امشب در اين خلوت اميد هاي هاي گريه دارم
زين كلبه ي غمگين مرو تا سر به دامانت گذارم
در كنج اين غغربتكده ماتمسراي گريه دارم
بر شانه ات سر مينهم تا با فرغ دل بگريم
با اين همه اندوه خود شادم كه جاي گريه دارم
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 15:35 توسط میلاد
|
مجموعه اشعار مهدی سهیلی