بازگشت

بازگشت
تو ای گمکرده راه زندگانی
نداده فرق ، پیری از جوانی !
تو پنداری جهان غیر از این نیست ؟
زمین و آسمان غیر از این نیست ؟
چنان کرمی که در سیبی نهانست
زمین و آسمان او همانست
گمان داری جهان است و خدا نیست ؟
در این کشتی اثر از خدا نیست ؟
رهت روشن ولی چشم تو تاریک
تو در بیراهه ، اما راه ، نزدیک
من و تو قطره ی دریای وجودیم
من و تو رهرو شط وجودیم
رسیم آنجا که در آغاز بودیم
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 16:11 توسط میلاد
|
مجموعه اشعار مهدی سهیلی