بدرود کلاغ

بدرود کلاغ
کلاغی بد آوازه مردار پست
برآمد به سرو بلندی نشست
بسی شیوه ی نغمه در کار زد
ولیکن به جای غزل قار زد
سپس گفت آن ابرو باخته
خدا حافظ ای سرو افراخته !
به پاسخ چنین گفت آن سرو بلند
بدان ابروان رفته، با ریشخند :
نبودم خبردار از بود تو
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۸۵ ساعت 7:27 توسط میلاد
|
مجموعه اشعار مهدی سهیلی