بدرود کلاغ

 

کلاغی بد آوازه مردار پست

برآمد به سرو بلندی نشست

 

بسی شیوه ی نغمه در کار زد

ولیکن به جای غزل قار زد

 

سپس گفت آن ابرو باخته

خدا حافظ ای سرو افراخته !

به پاسخ چنین گفت آن سرو بلند

بدان ابروان رفته، با ریشخند :

 

نبودم خبردار از بود تو

که آگاه باشم ز بدرود تو ! ! !